السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
483
تفسير الميزان ( فارسي )
ضلالت دائر مدار مشيتى گزاف و نامنظم است ، لذا براى اينكه چنين توهمى پيش نيايد نفرمود : « يهدى اليه من يشاء - هدايت مىكند بسوى خود كسى را كه بخواهد » ، بلكه فرمود : « * ( يَهْدِي إِلَيْه مَنْ أَنابَ ) * - هدايت مىكند بسوى خود هر كه را كه بسوى او بازگشت نمايد » ، و روشن ساخت كه استناد قضيه به مشيت پروردگار خود بر اساس سنتى است كه دائما جريان داشته ، و بر طبق نظام متقنى است كه هرگز خلل نمىپذيرد . آرى ، خداى تعالى هدايت كسى را مىخواهد كه خود او بسوى خدا بازگشت بكند ، و مشيتش بر ضلالت كسى تعلق مىگيرد كه از خداى روىگردان باشد و بسوى او بازگشت نكند . پس كسى كه متصف به صفت انابه و رجوع به حق باشد و افكار و عقايدش مغلول به غلهاى اهواء نباشد ، خداوند او را با اين دعوت حقه ( قرآن ) هدايت مىفرمايد ، و كسى كه افكار و عقايدش آزاد از قيد اهواء نباشد گمراه مىشود هر چند آيات مستقيم و روشن باشد ، و از آيات منتفع نمىگردد هر چند كه معجزه هم باشد ، آرى : « وَما تُغْنِي الآياتُ وَالنُّذُرُ عَنْ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ » . از همين جا بدست مىآيد كه جمله * ( « إِنَّ اللَّه يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ . . . » ) * در تقدير : « ان اللَّه يضل بمشيته من لم ينب اليه و يهدى اليه بمشيته من اناب اليه » است ، يعنى خداوند به مشيتش گمراه مىكند كسى را كه به سوى او رجوع نكند ، و به مشيتش هدايت مىكند كسى را كه بسوى او بازگشت نمايد . و نيز اين معنا روشن مىگردد كه ضمير در « اليه » در جمله * ( « يَهْدِي إِلَيْه » ) * به خداى تعالى برمىگردد . و اينكه بعضى « 1 » گفتهاند « به قرآن برمىگردد » صحيح نيست . و همچنين اينكه عده اى « 2 » ديگر گفتهاند « برسول خدا ( ص ) برمىگردد » بىوجه است . * ( « الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّه أَلا بِذِكْرِ اللَّه تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ » ) * . اطمينان به معناى سكون و آرامش است ، و اطمينان به چيزى به اين است كه آدمى با آن دلگرم و خاطر جمع شود . و از ظاهر سياق برمىآيد كه صدر آيه بيان ذيل آيه قبل است ، يعنى بيان جمله « من اناب » ، و مىفهماند انابه همان ايمان و اطمينان قلب است با ذكر خدا ، البته اين از ناحيه عبد است كه او را آماده و مستعد مىسازد براى اينكه مشمول عنايت و عطيه الهى گردد ، هم چنان كه فسق و اعراض از حق در طرف ضلالت ، خود زمينه را آماده براى اضلال خدايى مىكند ، و لذا
--> ( 1 و 2 ) تفسير روح المعانى ، ج 13 ، ص 148 ، ط بيروت .